زهرا خانومزهرا خانوم، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 3 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

روز نوشته های یه دختر نابینا

من به دستان خدا خیره شدم، معجزه کرد!

28 صفر

صدای مظلوم شما پیچیده توی کوچه ها هر جا که میرم یا حسین فقط شده ورد لبام               مظلوم دشت کربلا جونمو میدم به خدا بوسه ی من به دست تو رو سر بی پیکر تو آقام حسینم یا غریب مظلوم حسینم یا غریب تو دنیا مثل تو نبود هیچکسی مثل تو ندید آقام حسینم یا غریب آقام حسینم یا غریب مظلوم حسینم یا غریب تو دنیا مثل تو نبود هیچکسی مثل تو ندید آقام حسینم یا غریب سوخته دلای عاشقا سجده ی من به خاک پات ...
4 آبان 1398

اربعین حسینی

چه حال و هوای غریبیست امروز. دل ها همه گرفته، چشم ها بارانی، همه دلتنگ، دلتنگ آقا امام حسین. خداوندا، از تو می خواهم در این روز که غمش عرش را می لرزاند، به مولایمان بگویی ما را شفاعت کند. الهی العفو. الهی العفو. الهی العفو. خدایا، اگر غیبت کردیم، اگر دل شکستیم، دروغ گفتیم، تهمت زدیم، توهین کردیم، به کسی بد کردیم، خودت از سر تقصیراتمان بگذر. همه اینها از نادانی ماست. ما انسان های عادی در دنیایی مادی و محدود به خودمان زندگی می کنیم. اما تو کریمی. تو رحیمی. تو بزرگواری. اصلا نمی شود فضل تو را وصف کرد. خودت گناهانمان را ببخش و به دل هایمان آرامش بده. اخلاق نیکو بده. آنطور که مورد پسند خودت است. ایمانمان را تقویت کن....
27 مهر 1398

باید حرف بزنم

سلام بچه ها. خوبین؟ منم خوبم. ولی با کلی حرف. می خواستم یه سری عکس بذارم، ولی دیگه طاقت ندارم صبر کنم تا مامان بیاد عکسا رو بگیره که من بذارم. پس الان در بارشون میگم بعد شب عکسا رو تو یه پست جدید میذارم. اول از اتفاقی بگم که صبح افتاد و منو به شدت آشفته و غمگین کرد. ااا، خب خبر خوبم دارم، حالا بذارین اینو بگم، یه کم سبک شم بعد خبرای خوبو میگم که شمام شاد شین. امروز با همکلاسیم خواستیم از حیاط بریم تو کلاس، اما من درست عصامو نزدم و تالاپ... با دست و پا تو پله ها افتادم زمین. بی شوخی. شاید باورتون نشه. توی کلاس شاید به اندازه 45 دقیقه همونجوری سرمو گذاشته بودم رو میز و اشک می ریختم. درد بدی بود. نه درد پا...
24 مهر 1398

شهادت حضرت رقیه (س)

حال من از این خراب ترم بشه کسی نیست که سایه‌ی سرم بشه بدون عمه سفر نمیره که یه چیزی بگید که باورم بشه دیگه از کسی سوال نمی‌کنم خودمو دیگه وبال نمی‌کنم بد جوری موی سرم کشیده شد عمه من زجر و حلال نمی‌کنم زخمامو به عمه هام نشون دادم گوشواره هامو به ساربون دادم من باید بابامو امشب ببینم‌ نمی‌خوام بیاد ببینه جون دادم دخترت از عمه شرمنده میشه روزی صد بار میمیره زنده میشه بسکه هر کسی رسیده کشیده دست به موهام میزنم کنده میشه دردای بی دوامو چیکار کنم من نماز شبامو چیکار کنم هی به من میگن بدو نمیتونم آبله‌های پامو چیکار کنم تو ندیدی آخه پژمردنمو سر به زیر بال و پر بردنمو وقتی از شتر ...
11 مهر 1398

شام غریبان 98

عجب لحظات غریبیست این شام غریبان. نمی دونید چقدر دلم گرفته. دلم هوای غصه داره. هوای گریه. انگار به همه جا گرد غم پاشیدن. دیروز که رفته بودیم بیرون، مامان می گفت انگار تو شهر خاک مرده پاشیدن. اینقدر که هوا بوی ماتم گرفته و شهر غمگینه. آره. دل خیابونا هم الان غم داره. غم بی بی زینب. غم حضرت رقیه ی کوچولو که از غم پدر دق کرد. می دونین، دل منم غم داره. یه غم بزرگ. یه غم سنگین. خدایا بغض دارم. می خواهم مثل آسمان ببارم. ولی می دانم که حتی اگر مانند باران هم بشوم، نمی توانم داغی که یزیدی ها به دل اهل بیت و عاشقان آن ها گذاشته اند را کم کنم. خدایا در این وقت عزیز به همه صبر بده و حاجت روایشان کن. آمین.   ش...
19 شهريور 1398

عاشورا و تاسوعای 98

هر شب می خونم باشور و نوا، کربلا می خوام ابوالفضل ذکر سجود نمازم شده :کربلا می خوام ابوالفضل جدایی هم حدی داره آقام، کربلا می خوام ابوالفضل ابوالفضل کربلاییم کن .ابوالفضل نینواییم کن نفس نفسم ذکر کربلاست ،کربلا می خوام ابوالفضل عشق من فقط گنبد طلاست ،کربلا می خوام ابوالفضل قسمتم بکن تا بیام حرم، کربلا می خوام ابوالفضل جون و زندگیم نذر روضه هات ،کربلا می خوام ابوالفضل ابوالفضل کربلاییم کن .ابوالفضل کربلاییم کن ابوالفضل نینواییم کن .ابوالفضل نینواییم کن ***** تاسوعا و عاشورای حسینی بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.
18 شهريور 1398

در وصف حضرت علی اصغر (ع)

هنگامى که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، نداى غریبانه امام بلند شد : « آیا حمایت کننده اى هست تا از حرم رسولخدا صلى الله علیه و اله و سلم حمایت کند؟ آیا فریادرسى است که براى امید ثواب ما را یارى کند؟ ». وقتى که این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صداى گریه و شیون آنها بلند شد، امام کنار خیمه آمد و به زینب علیهاالسلام فرمود : فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم، کودک را گرفت، همین که خواست ببوسد حرمله تیرى به سوى گلوى نازک او رها کرد، آن تیر به گلوى او اصابت نمود، و سرش را ذبح کرد . امام حسین علیه الس...
16 شهريور 1398

آغاز محرم 98

رقیه واسه آب بیداره امشبو، رقیه واسه آب بیداره امشبو. بگو چی من بدم جواب زینب و؟ بگو چه جوری من به خیمه ها برم؟ بگو چه جوری من به خیمه آب بدم؟ خودت بهم بگو بی تو کجا برم؟ امان امان امان، آقام حسین حسین غریب کربلا، آقام حسین حسین ای شاه کربلا، آقام حسین حسین کی پاره کرده مشکت و داداش داداش؟ کی در آورده اشکتو داداش داداش؟ کی در آورده اشکتو داداش داداش؟ امان امان امان، آقام حسین حسین غریب کربلا، آقام حسین حسین ای شاه کربلا، آقام حسین حسین آب نمی خوایم، فقط تو باش، داداش داداش آب نمی خوایم، فقط تو باش، داداش داداش ***** آغاز ماه محرم، ماه سوگواری و سیاهپوش شدن تمام عالم رو به همه تسلیت میگم. ...
10 شهريور 1398
1