زهرا خانومزهرا خانوم، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 3 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

روز نوشته های یه دختر نابینا

من به دستان خدا خیره شدم، معجزه کرد!

تبریک

زن عمو فریبای مهربونم تولدت مبارک. انشاالله سلامت و شاد باشی، با عموی من خوشبخت باشی و سال دیگه این موقع یه کوچولوی خوشگل و سالم بغلتون باشه. روز کودک هم به تمام کودکان شیرین و دوست داشتنی ایران زمین مبارک. امیدوارم یک روز همه شما موفق شوید و کودکان امروز، آینده سازان جامعه در فردا ها باشند و بتوانند مأمنی سرشار از عدالت و مهربانی بسازند.
16 مهر 1398

قشنگ ترین روز زندگیم

امروز قشنگ ترین روز زندگی منه. روزی که از 2-3 ماه پیش تا حالا روزشماری می کردم. امروز یه تکرار قشنگه. یه تکرار عاشقانه. امروز گل من، عشق من، نفس زندگی من، بهشت زمینی من، مهربون من، رویای من، دنیای من، ماه شب تار من، همه تار و پودم، بود و نبودم، فرشته بی همتای زندگیم، مادرم به دنیا اومده. مادر! واقعاً چه واژه زیبا و نابی! مامانم! تنها دلیل زندگیم! تنها دلیل دلخوشیم! امیدم! گل قشنگم! ستاره روشنم! تولدت مبارک. شاید امروز یه روز تکراری مثل بقیه روزا باشه، ولی... این تکرار، برای من روح نواز ترین روز تکراری زندگیمه. نفسم تولدت مبارک. هستی من شیرینم عشق ...
13 مهر 1398

تبریک تولد خاله رویا قسمت دوم

خاله رویا، عزیز دلم سلام! این مطلب را با تمام احساس و شور و هیجانم برایت می نویسم. می نویسم تا علاقه ای که به تو دارم ثبت شود و همه بدانند که شما تا چه اندازه برایم ارزشمندی. خاله رویا، رویای من، قشنگم! آن روز که تو متولد شدی خداوند زیبا ترین لبخندش را تقدیم زمین کرد. و آن روز، آخرین روز از ماه فراموش نشدنی شهریور است. روزی که یکی از شیرین ترین روز های زندگی تنها خواهر زاده ات است. و حالا آن روز، دوباره تکرار شده. یک تکرار دوست داشتنی. به مناسبت این تکرار، آمده ام تا در اولین دقایق از آخرین روز تابستان به یاد ماندنی امسال، تولد تو را، این روز باشکوه را تبریک بگوی...
31 شهريور 1398

تولد هستی

سلام دوستای خوبم. امروز تولد 13 سالگی دختر عمه ی منه. من دیروز به بابا و مامان گفتم تولدشه و تصمیم گرفتیم براش یه کیک درست کنیم و سورپرایزش کنیم. بابای مهربونم براش تدارک یه کیک خوشگل رو دید. حالا عصر که تزئینش کردیم عکسشو میذارم. هستی جون تولدت مبارک. انشاالله یه روز خوشبختیتو ببینیم.  
23 شهريور 1398

ما بازم تولد داریم

سلام بچه ها. خوبید؟ مرسی از دعا هایی که برام کردین. امروز خدا رو شکر بهتر شدم. الانم حسابی شارژم. اومدم اینجا تولد عمه مریم مهربونم و دختر نازنینش رو تبریک بگم. (کلاً ما مردادی زیاد داریم) عمه مریم و عطیه ی عزیزم، من از همین تریبون تولدتون رو بهتون تبریک میگم. عمه جان، انشالله که موفقیت و خوشبخت شدن عطیه و پسرت محمد جان رو ببینی. عطیه جونم، انشالله تو هم توی تموم مراحل زندگیت از جمله دانشگاه و تحصیلت موفق باشی گلم. برای جفتتون آرزوی سلامتی دارم. و همینطور برای شما دوستای گلم که اینقدر مهربونین و دیروز و امروز با نظرات قشنگتون و همدلی کردنتون بهم انرژی مثبت دادین. انشالله شما هم همیشه شاد باشین. ...
20 مرداد 1398

تولد آریا جونمههه

سلاااام دوستای گلم. نمی دونین من امروز چقدرررر خوشحالمممم. چون تولد عشق کوچولومه. آریا، تنها پسر خاله ناز منه که امروز سه سالش میشه. خلاصه که بنده خیلی شادم امروز. آریا جونم، گل پسر، تولدت مبارک. ایشالا همیشه زیر سایه خالم و آقای صلاحجو باشی و در پناه اونا زندگی فوق العاده شادی داشته باشی عزیز کوچولوی من.  
3 مرداد 1398

مبارک، مبارک، تولدت مبارک مادر بزرگ عزیزم

سلااام دوستای خوب و مهربووونم. خوبین؟ واقعاً مرسی از دوستای گلی که بهم نظر دادن. و اما... امروز تولد مامان بزرگ عزیزمههه. به افتخار همه مامان بزرگااا. می دونین دوستان، من عاشق مامان بزرگمم. آخه اون خیلی زحمتمو کشیده. خیلی هم مهربونه. از همینجا بهش تبریک میگم. مادر بزرگ عزیزم، گلم، تولدت مبارک. انشاالله همیشه سلامت باشی و سایه ات بالا سرمون باشه. پ.ن: دوستان گلم متاسفانه من وقتی میام بهتون نظر بدم، میگه باید یه کد امنیتی وارد کنید که نظر ارسال بشه. ولی لب تاب من اون کده رو نمی خونه. فکر می کنم کدش تصویری باشه که نمی خونه. ولی شما که بهم نظر میدین همونجا توی وبلاگ خودم جواب میدم. شاد باشید. ...
15 تير 1398
1