زهرا خانومزهرا خانوم، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 3 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

روز نوشته های یه دختر نابینا

من به دستان خدا خیره شدم، معجزه کرد!

آخرین پست شهریور 98: (یه پست متفاوت از من، هم شاد هم غمگین، کلاً مخلوطه این یکی پست)

دوستای فروردینی، رئیس خونه: بیاین دوستای اردیبهشتی، دلسوز خونواده: بیاین دوستای خردادی، بمب انرژی خونه: بیاین دوستای تیر ماهی، گل و مهربون و خانوم و با احساس: بیاین دوستای مردادی، سلطان خونه: بیاین دوستای شهریوری پر عطوفت: بیاین دوستای مهر ماهی اهل عدل و انصاف: بیاین دوستای آبانی مغرور اما خوش قلب: بیاین دوستای آذر ماهی شوخ و خندون: بیاین دوستای دی ماهی جدی اما با محبت: بیاین دوستای بهمن ماهی شیطون: بیاین دوستای اسفندی پر احساس: بیاین بیاین که می خوام یه کم صحبت کنم اینجا. برای شما ها. شما هایی که 2 ماه دوستای خیلی خوب من بودین. و 2 ماه با لایک ها و نظرات خوبتون شادم کردین. شاید من به خاطر محدودیت ها...
31 شهريور 1398

تبریک تولد خاله رویا قسمت دوم

خاله رویا، عزیز دلم سلام! این مطلب را با تمام احساس و شور و هیجانم برایت می نویسم. می نویسم تا علاقه ای که به تو دارم ثبت شود و همه بدانند که شما تا چه اندازه برایم ارزشمندی. خاله رویا، رویای من، قشنگم! آن روز که تو متولد شدی خداوند زیبا ترین لبخندش را تقدیم زمین کرد. و آن روز، آخرین روز از ماه فراموش نشدنی شهریور است. روزی که یکی از شیرین ترین روز های زندگی تنها خواهر زاده ات است. و حالا آن روز، دوباره تکرار شده. یک تکرار دوست داشتنی. به مناسبت این تکرار، آمده ام تا در اولین دقایق از آخرین روز تابستان به یاد ماندنی امسال، تولد تو را، این روز باشکوه را تبریک بگوی...
31 شهريور 1398

بچهت کوره. من بچه ی کور نمیخوام. ببرش خونه ی بابات!

این جمله ای که واسه تیتر نوشتم، چقدر سخت و بی‌مقدمه، مشت محکم و پر از ضربه و زورش که به زهر بی‌رحمی مسموم شده رو میکوبه به قلب مخاطبش! ی حس چندش‌ناک، ی حس عذاب‌آور و شاید گاهی ی حس تسلیم‌کننده. حسی که شمایی که توی ناز و نعمت و احترام بزرگ شدی شاید هیچ وقت درکش نکنی. شمایی که به جای مهره حساب نابینایی، چرتکه داشتی و به جای پرکینز، کامپیوتر، شمایی که یکی از اعضای خانواده به علت نابیناییت آژانس شخصیت بوده، شما شاید نتونی این حرف های تلخ ما رو قاتی زندگی شیرینت بپذیری. شما از همون شیرین هاش تناول کن، ما با بعضی از دوستان ی کم دیگه از این حرف تلخ ها هست تا مصرف‌شون نکنیم از سر سفره پا‌نمی‌شیم. آخه می...
30 شهريور 1398

داغونم

بچه ها حالم خیلی بده. دارم دیوانه میشم. یه مشکل خیلی جدی و سخت برای یکی از آشنا های نزدیکم پیش اومده. اونقدریه که از استرس قلبم تیر می کشه و سوزش معده گرفتم. باور کنید الان که دارم می نویسم اشکام می ریزن. تو رو خدا دعا کنید. شدیداً التماس دعا دارم.  خواهشاً با دلای پاکتون دعا کنید طوری نشده باشه. دم مدرسه ها اعصابم خرد شده دیگه اگه اینجا هم نمی گفتم از غصه می ترکیدم. واقعاً دلگرمی لازمم
29 شهريور 1398

happy anniversary to my aunt Leila

A wedding anniversary is the celebration of love, trust, partnership, tolerance and tenacity. happy anniversary سالگرد ازدواج، جشن عشق، صداقت، همراهی، بردباری و استقامت است. سالگرد ازدواجت مبارک! *** A successful marriage requires falling in love many times, always with the same person. happy anniversary در یک ازدواج موفق باید بارها عاشق شد …. همیشه هم عاشق همان یک نفر! سالگرد ازدواجتون مبارک! *** May love continue to illuminate your lives for ever and ever Happy Anniversary to both of you ای کاش عشق برای همیشه و تا ابد زندگی تون را روشن کنه. سالگرد ازدواجتون مبارک! *** خاله جان، خاله لیلای عزیزم، سالگرد از...
26 شهريور 1398

تولد هستی

سلام دوستای خوبم. امروز تولد 13 سالگی دختر عمه ی منه. من دیروز به بابا و مامان گفتم تولدشه و تصمیم گرفتیم براش یه کیک درست کنیم و سورپرایزش کنیم. بابای مهربونم براش تدارک یه کیک خوشگل رو دید. حالا عصر که تزئینش کردیم عکسشو میذارم. هستی جون تولدت مبارک. انشاالله یه روز خوشبختیتو ببینیم.  
23 شهريور 1398

شام غریبان 98

عجب لحظات غریبیست این شام غریبان. نمی دونید چقدر دلم گرفته. دلم هوای غصه داره. هوای گریه. انگار به همه جا گرد غم پاشیدن. دیروز که رفته بودیم بیرون، مامان می گفت انگار تو شهر خاک مرده پاشیدن. اینقدر که هوا بوی ماتم گرفته و شهر غمگینه. آره. دل خیابونا هم الان غم داره. غم بی بی زینب. غم حضرت رقیه ی کوچولو که از غم پدر دق کرد. می دونین، دل منم غم داره. یه غم بزرگ. یه غم سنگین. خدایا بغض دارم. می خواهم مثل آسمان ببارم. ولی می دانم که حتی اگر مانند باران هم بشوم، نمی توانم داغی که یزیدی ها به دل اهل بیت و عاشقان آن ها گذاشته اند را کم کنم. خدایا در این وقت عزیز به همه صبر بده و حاجت روایشان کن. آمین.   ش...
19 شهريور 1398

عاشورا و تاسوعای 98

هر شب می خونم باشور و نوا، کربلا می خوام ابوالفضل ذکر سجود نمازم شده :کربلا می خوام ابوالفضل جدایی هم حدی داره آقام، کربلا می خوام ابوالفضل ابوالفضل کربلاییم کن .ابوالفضل نینواییم کن نفس نفسم ذکر کربلاست ،کربلا می خوام ابوالفضل عشق من فقط گنبد طلاست ،کربلا می خوام ابوالفضل قسمتم بکن تا بیام حرم، کربلا می خوام ابوالفضل جون و زندگیم نذر روضه هات ،کربلا می خوام ابوالفضل ابوالفضل کربلاییم کن .ابوالفضل کربلاییم کن ابوالفضل نینواییم کن .ابوالفضل نینواییم کن ***** تاسوعا و عاشورای حسینی بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.
18 شهريور 1398